تبليغاتX
بازمانده - خیال...

بازمانده

خیال...
امشب  آرزوی مردنه کسی را دارم....

آرزو دارم دستان مرگ گلویش را نوزش کند و آرام آرام نفسش به شمارش بیوفتد...

کاش هنگام شمارش نفس هایش نفرتم را بیند...

کاش ساده و بی صدا بمیرد...

کاش امشب  آرزویم براورده شود و آرام در آغوشه مرگ بمیرم.

+نوشته شده در دوشنبه 1388/01/03ساعت3:28توسط نازی |