بی پناه...
وقتی که نورها هجوم می آورند و با پرتو نیزه های خود به سیاهی حمله ور می شوند
تاریکی بی پناه تر از تنهایی ها هدف نورهای وحشی قرار می گیرند
نورها با صدا می آیند می زنند٬می کشند٬می برند و می روند
گوش های سکوت را با دامبل و دیمبوی طبل هایشان کر می کنند و بی پناه رهایش می کنند
بی پناه تر از تاریکی و تنهایی....
و باز صدای آمدن و زدن و کشتن و رفتنشان به گوش می رسد
واین حادثه تکرار است .......یا شاید عادتی دیرینه.
