بیچارگی...
از ارتفاع می آیی و محکم به زمین می خوری
عدهای پلید پوش دیو صفت زیبا اطرافت را می گیرند و بی رحمانه لبخند می زنند
و تو محکومی .....
محکوم به خاکی بودن خاکی زیستن و در خاک مردن
پلید پوشان دیو صفت زیبای زمین بی شرمانه لبخند می زنند در آغوشت می کشند و در اوج مهربانی ناگهان رهایت می کنند
وتو تنهای کوچک زمینی که در نورهای وسوسه انگیز زمین به دنبال تاریکی تنهایی و سکوت ار دست رفته ات می گردی
..........کاش آن را بیابی خاکنمایی را کنار بزنی و خاکی نمانی...............کاش آن را بیابی.
