تبليغاتX
بازمانده - بیچارگی...

بازمانده

بیچارگی...
از ارتفاع می آیی و محکم به زمین می خوری

عدهای پلید پوش دیو صفت زیبا اطرافت را می گیرند و بی رحمانه لبخند می زنند

و تو محکومی .....

محکوم به خاکی بودن خاکی زیستن و در خاک مردن

پلید پوشان دیو صفت زیبای زمین بی شرمانه لبخند می زنند در آغوشت می کشند و در اوج مهربانی ناگهان رهایت می کنند

وتو تنهای کوچک زمینی که در نورهای وسوسه انگیز زمین به دنبال تاریکی تنهایی و سکوت ار دست رفته ات می گردی

..........کاش آن را بیابی  خاکنمایی را کنار بزنی و خاکی نمانی...............کاش آن را بیابی.

 

+نوشته شده در سه شنبه 1386/11/30ساعت14:39توسط نازی |